طرح اصولنامه ارایه پاسپورت افغانی به تروریستان خارجی زیر اسم قانون پناهنده گی
وزارت امور مهاجرین و عودتکنندگان تحت سلطه طالبان اعلام کرده است که در حال تدوین و تصویب قانونی است که بر اساس آن اتباع کشورهای خارجی میتوانند برای پناهندگی و مهاجرت به افغانستان درخواست دهند. با این حال تاکنون هیچ جزئیاتی درباره شرایط پذیرش مهاجران، معیارهای قانونی، منابع مالی اجرای این طرح و سازوکارهای نظارتی آن منتشر نشده است.
این اقدام در حالی صورت میگیرد که پس از تسلط طالبان افغانستان با یکی از عمیقترین بحرانهای مهاجرت در تاریخ معاصر خود روبهرو شده است. موج گسترده فرار شهروندان از کشور سازمان ملل متحد و کشورهای میزبان را با چالشی کمسابقه مواجه کرده است. کشورهای همسایه هر روز هزاران مهاجر افغان را اخراج میکنند و هیچ مرجع مسئول و کارآمدی برای رسیدگی به ابتداییترین نیازهای آنان وجود ندارد. همزمان رسانههای جهان پیوسته از مرگ، شکنجه و رنج جوانانی گزارش میدهند که مرگ را بر زندگی زیر سایه استبداد طالبان ترجیح دادهاند. انسانهایی که رؤیاهای خود را در مرز میان مرگ و زندگی جستوجو میکنند طالبان را عامل اصلی بدبختی و آوارگی خود میدانند.
در چنین شرایطی این پرسش مطرح میشود که چه عاملی طالبان را واداشته است به جای اصلاح اوضاع داخلی و فراهم ساختن زمینه بازگشت شهروندان افغانستان به استقبال مهاجران خارجی بروند؟ چه نهاد مسئول و مستقلی تضمین خواهد کرد که افراد تحت تعقیب، باندهای جنایتکار، گروههای تروریستی و عناصر افراطی از این قانون برای ورود و استقرار در افغانستان سوءاستفاده نکنند؟ چگونه میتوان اطمینان یافت که خاک افغانستان بیش از پیش به پناهگاه امن شبکههای تروریستی تبدیل نخواهد شد؟ طالبان تاکنون در هیچ منظومه رسمی امنیتی و سیاسی منطقه و جهان جایگاه مشروع و قانونی به دست نیاوردهاند و تسلط ملیشه ی آنان از سوی هیچ کشوری بحیث دولت به رسمیت شناخته نشده است. با این همه چرا یک مهاجر خارجی باید افغانستان تحت اداره طالبان را برای پناهندگی انتخاب کند. جایی که هیچ تضمین حقوقی، قضایی و بینالمللی برای حفظ جان، آزادی و حقوق مهاجران وجود ندارد؟
پرسش اصلی اما این است کشوری که از دولت مشروع و پاسخگو محروم است و شهروندانش برای رهایی از آن مرگ را بر ماندن ترجیح میدهند چگونه میتواند مقصدی امن و مطلوب برای مهاجران خارجی باشد؟ آیا این طرح واقعاً یک قانون مهاجرت است یا پوششی قانونی برای تحقق اهداف دیگری که هنوز درباره آن شفافسازی نشده است؟ با توجه به سابقه روابط طالبان با گروهها و شبکههای افراطی نگرانیها درباره پیامدهای امنیتی این قانون قابل چشمپوشی نیست. اگر معیارهای پذیرش مهاجران سازوکارهای نظارتی و ضمانتهای امنیتی بهصورت شفاف و قابل راستیآزمایی ارائه نشود این نگرانی تقویت خواهد شد که قانون مهاجرت به جای پاسخگویی به یک نیاز انسانی به ابزاری برای تأمین اهداف امنیتی و سیاسی این گروه و همپیمانان آن تبدیل شود.
قانون مهاجرت زمانی مشروعیت و اعتبار مییابد که در خدمت امنیت ملی، کرامت انسانی و منافع مردم باشد نه پوششی برای هم پیمانی و امتیاز دهی به گروه های مسلح افراطی. درین روز ها معلوم میگردد که اکثر رسانه ها و تحلیل گران به این موضوع نگاه سطحی داشتند. عواقب کوتاه مدت این موضوع را باید زیر رصد داشت چون طالب در دراز مدت وجود نخواهد داشت.