27 اکتبر 2026

ترجمۀ فارسی مصاحبۀ سخنگوی روند سبز افغانستان با داکتر راگهاو شرما، رئیس مرکز مطالعات افغانستان در دانشگاه جهانی او. پی. جیندال

راگهاو شرما: سلام به همه و به برنامهٔ گفت‌وگو با مرکز مطالعات افغانستان خوش آمدید. من داکتر راگهاو شرما، رئیس مرکز مطالعات افغانستان هستم.

از سقوط جمهوری افغانستان در آگست ۲۰۲۱ و خروج نیروهای ناتو به رهبری امریکا از این کشور، بیش از پنج سال می‌گذرد.

از یک‌سو، طالبان ادعا می‌کنند که بر سراسر افغانستان تسلط کامل دارند و شاهد افزایش تعامل میان طالبان و جهان بیرون بوده‌ایم. از سوی دیگر، تنش‌ها میان افغانستان و پاکستانِ همسایه افزایش یافته و در تازه‌ترین مورد، درگیری‌ها میان طالبان و گروه‌های مسلح مخالف نیز افزایش یافته است         .

این تحولات چه چیزی را برای ما دربارهٔ وضعیت اجتماعی و سیاسی افغانستان بیان میکند؟ آیا اپوزیسیون پراکنده واقعاً می‌توانند طالبان را به چالش بکشند، یا در نهایت صرفاً به مزاحمتی تبدیل خواهد شد که طالبان در درازمدت قادر به غلبه بر آن است؟

برای گفت‌وگو دربارهٔ این موضوعات، خوشحالیم که احمد آزاد، سخنگوی روند سبز أفغانستان را در برنامه داریم. روند سبز افغانستان را امرالله صالح، معاون پیشین رئیس‌جمهور افغانستان و رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان، بنیان‌گذاری کرده است. به برنامه خوش آمدید.

شما افغانستان را از زوایای گوناگونی تجربه کرده‌اید. زمانی بخشی از نظام جمهوریت بودید و اکنون در جبهه مخالف قرار دارید. این تجربیات متفاوت، چگونه درک شما را از تحولات فضای سیاسی افغانستان و چالش‌های آن شکل داده‌اند؟

احمد آزاد: فکر می‌کنم وقتی دربارهٔ منازعات افغانستان صحبت می‌کنیم، بیشتر بر بُعد نظامی آن تمرکز می‌کنیم؛ این‌که چه کسی جنگ را برد، چه کسی قدرت را از دست داد و کدام حکومت سقوط کرد.

اما اگر عمیق‌تر نگاه کنیم، مشکل اساسی افغانستان هیچ‌گاه صرفاً نظامی نبوده، بلکه همواره بحران مشروعیت سیاسی، مسئلهٔ حل‌نشدهٔ هویت ملی و نبودِ یک راه حل سیاسی پایدار بوده است.

افغانستان در چندین دههٔ گذشته تلاش کرده است نظام سیاسی ایجاد کند که مردم بتوانند به‌طور گسترده آن را بپذیرند. در اینجا چند پرسش ساده و اساسی مطرح است: چه کسی حق مشروع حکومت‌کردن را دارد؟ قدرت چگونه باید تقسیم شود؟ حکومت‌ها چگونه می‌توانند به‌گونهٔ مسالمت‌آمیز تغییر کنند؟ و چگونه می‌توان زمینه‌ای فراهم کرد تا مردم با پیشینه‌های قومی، سیاسی و اجتماعی متفاوت، خود را شهروندان برابر یک کشور بدانند؟

متأسفانه، هیچ‌گاه به این پرسش‌ها به‌طور کامل پاسخ داده نشده است.

درعوض، نظام‌های سیاسی در افغانستان بارها از طریق پیروزی‌های نظامی، مداخلات خارجی و توافق میان نخبگان سیاسی شکل گرفته‌اند، نه از راه اجماع واقعی ملی.

هرگاه یک نیروی سیاسی تلاش کرده است بر تمام نظام مسلط شود و دیگران را کنار بزند، سرانجام کشور دوباره به چرخهٔ منازعه، بی‌ثباتی و فروپاشی برگشته است.

یکی دیگر از مشکلات اساسی، حل‌نشدن مسئلهٔ هویت ملی و ملت‌سازی است. افغانستان کشوری متنوع است که اقوام، زبان‌ها، فرهنگ‌ها و سنت‌های سیاسی گوناگون دارد. اما خودِ تنوع مشکل نیست. مشکل واقعی این است که حکومت‌های پی‌درپی نتوانسته‌اند نظامی سیاسی و فراگیر ایجاد کنند و هویت ملی مشترکی به‌وجود آورند که همهٔ شهروندان در آن احساس کنند از جایگاه و نمایندگی برابر برخوردارند. تمرکز بیش از حد قدرت سیاسی در کابل، این مسئله را پیچیده‌تر کرده است.

وقتی تقریباً هر تصمیم مهم، هر انتصاب و هر منبعی به این بستگی داشته باشد که چه کسی کابل را در کنترول دارد، سیاست به رقابتی تبدیل می‌شود که در آن برنده چیز را تصاحب می‌کند. چنین نظامی به‌جای تشویق تفاهم و همکاری، رقابت بر سر قدرت مطلق را دامن می‌زند.

از سوی دیگر، ضعف نهادها، مداخله‌های سیاسی و فساد نیز از مشکلات اساسی ما بوده‌اند. برای سال‌های طولانی، نهادهای دولتی نه بر اساس پاسخ‌گویی و حاکمیت قانون، بلکه بر پایهٔ وفاداری‌های شخصی، منافع جناحی و روابط سیاسی شکل گرفتند. فساد هم فقط به رشوه‌گرفتن کارمندان محدود نبود. در بسیاری موارد، فساد بخشی از خودِ نظام سیاسی شد و به‌تدریج اعتماد مردم به دولت را از میان برد.

اما بُعد مهم دیگری هم هست که نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد: موقعیت ژئوپولیتیک افغانستان.

افغانستان در موقعیت استراتیژیک و در چهارراه آسیا قرار دارد. این موقعیت به کشور اهمیت فراوانی می‌بخشد، اما در طول تاریخ، افغانستان را به میدان رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی نیز تبدیل کرده است.

قدرت‌های مختلف تلاش کرده‌اند در افغانستان نفوذ پیدا کنند، از منافع استراتیژیک خود محافظت کنند یا آیندهٔ سیاسی این کشور را شکل دهند.

در عین حال، جناح‌های سیاسی افغانستان بارها به حمایت مالی، نظامی یا سیاسی بیرونی وابسته بوده‌اند. این وضعیت خطرناک است؛ زیرا وقتی بازیگران سیاسی داخلی بیش از آن‌که به تفاهم با مردم خود بیندیشند، به قدرت‌های خارجی وابسته باشند، امکان رسیدن به توافق ملی بسیار کمتر می‌شود.

به همین دلیل باور دارم که موقعیت جغرافیایی و واقعیت‌های سیاسی افغانستان، نیازمند اجماع گسترده‌تر است؛ هم در داخل کشور و هم میان بازیگران بانفوذ منطقه‌ای و بین‌المللی.

تاریخ بارها نشان داده است که هرگاه قدرتی بدون درنظرگرفتن این واقعیت‌ها تلاش کرده است نظام سیاسی افغانستان را شکل دهد یا سرنگون کند، در بیشتر موارد، پیامد چنین رویکردی آغاز دور تازه‌ای از بی‌ثباتی و فروپاشی بوده است.

در نهایت، یکی از بزرگ‌ترین ناکامی‌های ما چگونگی مدیریت روندهای صلح بوده است. در بسیاری موارد، تمرکز بر پایان‌دادن به یک جنگ مشخص بوده، نه رسیدگی به علت‌های سیاسی آن جنگ.

به باور من، روند شرم‌آور دوحه روشن‌ترین نمونهٔ تازهٔ این رویکرد است. جامعهٔ جهانی خروج نظامی و مذاکره با طالبان را بر ایجاد یک راه‌حل فراگیر و مشروع برای تقسیم قدرت اولویت داد.

از دیدگاه من، بازگشت طالبان به قدرت نتیجهٔ چیزی بود که آن را کودتایی می‌دانم که با حمایت امریکا و ناتو ممکن شد. بار دیگر، افغانستان بدون نظام سیاسی‌ای رها شد که بر رضایت مردمش استوار باشد.

امروز، طالبان افراطی‌ترین نمود این بحران سیاسی حل‌نشده هستند. آن‌ها بدون داشتن مأموریت دموکراتیک حکومت می‌کنند، کثرت گرایی سیاسی را رد می‌کنند و هیچ راه مسالمت‌آمیزی برای تغییر حکومت در اختیار مردم افغانستان نمی‌گذارند.

اگر بخواهم همهٔ این مشکلات را در یک نکتهٔ اساسی خلاصه کنم، می‌گویم:

افغانستان هیچ‌گاه موفق نشده است نظام سیاسی، پایدار، مشروع و فراگیر ایجاد کند که در آن قدرت بتواند به‌صورت مسالمت‌آمیز به‌دست آید، اعمال و تقسیم شود و انتقال یابد. به باور من، این درس اصلی تاریخ ماست: جنگ‌ها ممکن است تعیین کنند چه کسی بر افغانستان مسلط باشد، اما هیچ‌گاه به این پرسش پاسخ نداده‌اند که افغانستان چگونه باید اداره شود.

تا زمانی که به این پرسش اساسی، و نیز به مسئلهٔ هویت ملی، مشارکت سیاسی، مشروعیت نهادها و مداخلهٔ خارجی رسیدگی نکنیم، ممکن است همچنان شاهد تغییر حکومت‌ها، پیروزی‌های نظامی و دوره‌های کوتاه‌مدت ثبات باشیم. اما به صلح پایدار دست نخواهیم یافت. این، تصویری کوتاه از وضعیت افغانستان است که دربارهٔ آن صحبت کردید.

راگهاو شرما: تشکر. فکر می‌کنم این توضیحات، تصویر کلی خوبی از وضعیت کنونی افغانستان به بینندگان ما ارائه کرد. اکنون می‌خواهم دربارهٔ نقش کنونی شما صحبت کنم. شما سخنگوی روند سبز افغانستان هستید. برای مخاطبانی که شاید با این سازمان آشنایی نداشته باشند، می‌توانید فشرده دربارهٔ اهداف اساسی آن و موانع اصلی‌ای که مقاومت امروز با آن روبه‌رو است، توضیح دهید؟ اپوزیسیون پراکنده در برابر طالبانِ مسلح، منظم و برخوردار از منابع کافی، که با بیشتر همسایه‌های افغانستان روابط خوبی دارد، چه اندازه شانس موفقیت دارند؟ بسیاری از این همسایه‌ها در دههٔ ۱۹۹۰ با طالبان مخالف بودند. در همین حال، بخش بزرگی از رهبران سیاسی گروه‌هایی که در آن دوره در برابر طالبان مقاومت کردند، اکنون در تبعید به‌سر می‌برند.

احمد آزاد: نخست می‌خواهم یک نکته را روشن بسازم٬ روند سبز افغانستان یا  رسا، پس از آگست ۲۰۲۱ تاسیس نشده است. مخالفت ما با ایدئولوژی طالبان و افراط‌گرایی خشونت‌آمیز، به سال‌ها پیش برمی‌گردد. روند سبز به‌عنوان یک جنبش سیاسی و اجتماعی جوان شکل گرفت که به دموکراسی، مشارکت سیاسی، آزادی بیان، کثرت گرایی و مبارزه با افراط‌گرایی متعهد است. با بازگشت طالبان به قدرت، این اصول از میان نرفتند. برعکس، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کردند.

امروز، روند سبز افغانستان بخشی فعال از مقاومت گسترده‌تر ضد طالبان است. ما تشکیلات سیاسی، شبکه‌های اطلاعاتی و ساختارهای مقاومت را در داخل و خارج افغانستان را مدیریت میکنیم.

همچنین «قطعه سبز» را داریم که عملیات نظامی ما را علیه طالبان انجام می‌دهد. در این زمینه پیشرفت خوبی داشته‌ایم و به نتایج مهمی دست یافته‌ایم. موضع سیاسی ما کاملاً روشن است.

  • ما هر حکومتی را که با زور به قدرت برسد و با زور به حکومت خود ادامه دهد، رد می‌کنیم.
  • باور داریم که مشروعیت سیاسی باید از مردم افغانستان سرچشمه بگیرد.
  • ما از حکومت مطابق قانون اساسی و کثرت گرایی سیاسی و فرهنگی حمایت می‌کنیم، زیرا افغانستان به همهٔ جوامع قومی، زبانی، منطقه‌ای و فرهنگی آن تعلق دارد.
  • باور داریم که زنان باید در زندگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی افغانستان حضور کامل داشته باشند.
  • همچنین باور داریم که افغانستان به‌شدت به نسل تازه‌ای از سیاست‌مداران نیاز دارد٬ جوانانی که اسیر ناکامی‌های چهل سال گذشته نباشند.

بنابراین، روند سبز افغانستان صرفاً یک گروه ضد طالبان نیست. ما از حکومت بر أساس قانون اساسی، مشروعیت مردمی، کثرت گرایی و مشارکت سیاسی حمایت می‌کنیم.

البته، ما صلح می‌خواهیم؛ اما طالبان زبان صلح را نمیفهمند. باور ما این است که تنها از راه مقاومت مسلحانه می‌توان آن‌ها را از قدرت کنار زد و ما توانایی مقاومت در برابرشان را داریم.

در مورد مقاومت، من این دیدگاه را به چالش می‌کشم که گویا هر تفاوت تشکیلاتی به معنای پراکندگی است. جنبش ضد طالبان شامل جبهه‌های مقاومت مسلحانه، سازمان‌های سیاسی، اعضای پیشین نهادهای دولتی، جنبش‌های زنان، جامعهٔ مدنی، سازمان‌های جوانان و دیاسپورا است.

هر کسی که به آزادی باور دارد، افغانستان را دوست دارد و با ایدئولوژی و ذهنیت طالبان مخالف است، بخشی از این مقاومت است. لازم نیست همهٔ آن‌ها در یک سازمان گرد هم بیایند. آنچه نیاز داریم، هماهنگی استراتیژیک، حداقل اجماع سیاسی و چشم‌اندازی معتبر برای افغانستان پس از طالبان است. البته، چالش‌ها واقعی‌اند و آن‌ها را پنهان نمی‌کنم.

طالبان دستگاه دولت و قلمرو کشور را در اختیار دارند؛ اما بسیاری از مردم از اداره آن‌ها ناراضی‌اند و از آن حمایت نمی‌کنند. مقاومت امروز، مانند ائتلاف شمال در دههٔ ۱۹۹۰، جغرافیا در کنترول ندارد.

همچنین، از حمایت خارجی‌ای که جنبش‌های افغانستان در جنگ‌های پیشین دریافت می‌کردند، برخوردار نیستیم. این یک چالش جدی است؛ اما در عین حال، به این معناست که مقاومت ما مستقل است و تنها در برابر مردم افغانستان پاسخ‌گوست. سازمان‌دهی در داخل افغانستان نیز خطرهای بسیار بزرگی دارد. طالبان کشور را به زندان تبدیل کرده‌اند. کسانی که ایدئولوژی آن‌ها را رد می‌کنند، با آزار و اذیت، بازداشت خودسرانه، شکنجه و در برخی موارد، قتل‌های فراقانونی روبه‌رو می‌شوند.

اما روی دیگری هم در این وضعیت وجود دارد.

طالبان دستگاه دولتی‌ای را که اکنون در اختیار دارند، نساخته‌اند. در واقع، من این پرسش را مطرح می‌کنم که آیا ساختار کنونی آن‌ها را می‌توان اصلاً یک حکومت واقعی دانست؟ نمی‌توان آن را حکومت یا دولت نامید. به نظر من، این ساختار بیشتر به یک گروه قبیله‌ای شباهت دارد تا یک نظام سیاسی کارآمد.

طالبان وزارت‌خانه‌ها، عایدات دولت و سلاح‌ها را از جمهوریتی به ارث بردند که سرنگونش کردند.

در اختیار داشتن قلمرو، با مشروعیت سیاسی یکسان نیست.

یک حکومت می‌تواند وزارت‌خانه‌ها، ایست‌های بازرسی و مرزها را در اختیار داشته باشد، اما همچنان نتواند رضایت مردم را به‌دست آورد. این تمایز برای درک وضعیت امروز افغانستان اساسی است.

دربارهٔ این‌که آیا مخالفان می‌توانند در برابر طالبانِ مسلح و منظم موفق شوند، من این فرضیه را به چالش می‌کشم که وجود چندین سازمان یا گروه، لزوماً به این معناست که جنبش ضد طالبان به‌گونه‌ای ناامیدکننده پراکنده است.

مقاومت متکثر است، نه پراکنده.

سازمان‌های مختلف می‌توانند ساختارها و راهبردهای متفاوت داشته باشند، اما هدف مشترکی را دنبال کنند. ما دشمن مشترکی داریم٬ آن طالبان و ایدئولوژی آن‌هاست.

جنبش‌های مقاومت در طول تاریخ نیز به همین شکل شکل گرفته‌اند.

پرسش اصلی این است که آیا این سازمان‌ها می‌توانند بر سر یک برنامهٔ سیاسی مشترک و حداقلی هماهنگ شوند یا نه. همچنین باید میان قدرت مادی طالبان و قدرت سیاسی آن‌ها تفاوت قایل شویم.

طالبان تجهیزات جمهوریت را به ارث بردند. این امر به آن‌ها برتری مادی بزرگی می‌دهد و مقاومت هنوز منابعی در همان سطح ندارد. اما جایگاه سیاسی طالبان بسیار ضعیف‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد.

آن‌ها اجازهٔ برگزاری انتخابات را نمی‌دهند. احزاب سیاسی ممنوع‌اند. زنان و دختران با محدودیت‌های بی‌سابقه روبه‌رو هستند. تنوع افغانستان در حکومت بازتاب نیافته و مردم افغانستان هیچ راه مسالمت‌آمیزی برای به چالش کشیدن حاکمان خود ندارند. طالبان همچنین بر سر شیوهٔ حکومت‌داری، روابط خارجی، آموزش دختران و تمرکز قدرت در قندهار، با اختلاف‌های داخلی روبه‌رو هستند. نظام اقتصادی آن‌ها نیز برای مردم عادی کار نمی‌کند. درآمد سرانه در حال کاهش است، فقر همچنان گسترده است و حمایت خارجی رو به کم‌شدن.

در ظاهر، طالبان نیرومند به نظر می‌رسند؛ اما قدرت آن‌ها عاریتی و شکننده است. بزرگ‌ترین منبع قدرت مخالفان، نه سلاح است و نه پول؛ بلکه مردم افغانستان‌اند.

نیمی از جمعیت ما، یعنی زنان و دختران، به‌دست طالبان از زندگی عمومی کنار زده شده‌اند. آن‌ها از مهم‌ترین گروه‌های مخالف این رژیم هستند. در کنار آن‌ها، جوانان افغانستان که خواهان آینده‌ای سیاسی‌اند، اعضای پیشین نهادهای دولتی، جامعهٔ مدنی، جنبش‌های سیاسی و جوامعی قرار دارند که از حکومت طالبان متنفر هستند. این گروه‌ها در کنار هم، بخش بسیار بزرگ‌تری از جامعهٔ افغانستان را نمایندگی می‌کنند تا طالبان.

دربارهٔ رهبری در تبعید، بله، این قطعاً یک چالش است. اما باید از خود بپرسیم: چرا این‌همه چهرهٔ سیاسی افغانستان در بیرون از کشور به‌سر می‌برند؟

زیرا طالبان اجازه نمی‌دهند مخالفان سیاسی سازمان‌یافته در داخل افغانستان آزادانه فعالیت کنند. پس تبعید لزوماً نشانهٔ ضعف نیست. در عین حال، نشان‌دهندهٔ ترس طالبان از مخالفان سیاسی نیز هست.

راگهاو شرما: دقیقا٬ یک تفاوت مهم این است که در دههٔ ۱۹۹۰ مخالفان توانستند قلمروهایی را حفظ کنند و در افغانستان بمانند. امروز، اعضای آن‌ها در بیرون از کشور هستند و به بیرون رانده شده‌اند.

احمد آزاد: بله، می‌خواستم به همین نکته هم برسم. تاریخ افغانستان پر از جنبش‌هایی است که از تبعید بازگشتند و در شکل‌دادن به آیندهٔ کشور نقش داشتند. فضای منطقه‌ای نیز در حال تغییر است.

در دههٔ ۱۹۹۰، روسیه، ایران و هند به‌گونهٔ فعال از نیروهای ضد طالبان حمایت می‌کردند. امروز، بیشتر کشورهای منطقه به دلایل عملی با طالبان تعامل می‌کنند؛ از جمله امنیت مرزها، تجارت، تروریسم، مهاجرت و منافع راهبردی خودشان. این تعامل لزوماً به معنای اعتماد به طالبان نیست.

این وضعیت کار مقاومت را دشوارتر می‌سازد؛ اما ائتلاف‌های منطقه‌ای همیشگی نیستند.

پاکستان را ببینید؛ قدیمی‌ترین حامی طالبان. روابط این دو تا جایی وخیم شده است که به درگیری‌های مرزی و حمله‌های نظامی پاکستان در داخل افغانستان انجامیده است.

برای نمونه، در سال ۲۰۲۳ پاکستان از طالبان به عنوان فرشته توصیف میکردند٬ امروز همان پاکستان آن‌ها را «زامبی‌های تاریخ» می‌نامد.

پس روشن است که وضعیت منطقه ثابت نمانده است.

مهم‌تر از همه، تاریخ افغانستان به ما می‌آموزد که نباید قدرت یا آیندهٔ یک حکومت را تنها بر اساس میزان قدرتی که در ظاهر دارد، ارزیابی کنیم.

راگهاو شرما: به نکتهٔ بسیار مهمی دربارهٔ تغییرات منطقه‌ای اشاره کردید و این ما را به پرسش بعدی می‌رساند. روابط کنونی هند با طالبان افغانستان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ دربارهٔ گسترش این روابط چه نظری دارید؟ و روابط رو به گسترش اسلام‌آباد با برخی چهره‌های مرتبط با مخالفان سیاسی افغانستان را چگونه می‌بینید؟

احمد آزاد: فکر می‌کنم رویکرد کنونی هند در قبال افغانستان، بیشتر تاکتیکی و عمل‌گرایانه است و منافع ملی آن کشور آن را شکل می‌دهد. هند خود را با واقعیتی که پس از آگست ۲۰۲۱ شکل گرفت، وفق داده است. هند در آغاز حضور دیپلماتیک خود را از افغانستان خارج کرد، سپس با یک ماموریت تخنیکی بازگشت و در اکتوبر ۲۰۲۵، آن ماموریت را دوباره به سفارت ارتقا داد. هند تعامل خود با طالبان را گسترش داده است، اما هنوز آن‌ها را به‌گونهٔ رسمی به‌رسمیت نشناخته است.

با این حال، تعامل را نباید با تأیید اشتباه گرفت.

هند در افغانستان منافع ملی روشنی دارد٬ مبارزه با تروریسم، نفوذ منطقه‌ای، پیوندهای اقتصادی و جلوگیری از قرارگرفتن کامل افغانستان در حوزهٔ نفوذ یک قدرت دیگر. این طبیعی است. هند هم اولویت‌های استراتیژیک خود را دنبال می‌کند.

عامل پاکستان هم مطرح است. روابط پاکستان و طالبان به‌دلیل مسئلهٔ تحریک طالبان پاکستان یا تی تی پی و جنگ های فرامرزی به‌گونهٔ چشم‌گیری تیره شده است. این موضوع محاسبات راهبردی تازه‌ای را برای دهلی‌نو به‌وجود آورده است.

اما نکته‌ای هست که می‌خواهم به‌طور مشخص با مخاطبان هندی در میان بگذارم.

برای چندین دهه، بزرگ‌ترین سرمایهٔ استراتیژیک هند در افغانستان، نه قدرت نظامی و نه نفوذ سیاسی آن بود؛ بلکه حسن‌نیت، اعتماد و دوستی مردم افغانستان بود.

هزاران دانشجوی افغانستان برای تحصیل به هند رفتند. خانواده‌ها برای درمان به هند سفر کردند. هند در زیربناها سرمایه‌گذاری کرد، بورسیه‌های تحصیلی فراهم ساخت و روابط فرهنگی، آموزشی و مردمی نیرومندی ایجاد کرد.

این‌ها صرفاً پروژه‌های توسعه‌ای یا ابتکارهای دیپلماتیک نبودند.

آن‌ها چیزی بسیار ارزشمندتر را نمایندگی می‌کردند٬ چندین دهه اعتماد، دوستی و حسن‌نیت واقعی میان مردم افغانستان و هند. اما پس از آگست ۲۰۲۱، هند منافع استراتیژیک فوری خود را بر این ارزش‌های دیرینه ترجیح داده است. و به باور من، این تمایز مهمی است.

منافع استراتيژیک ممکن است با تغییر شرایط سیاسی دگرگون شوند؛ اما ایجاد اعتماد یک ملت، نسل‌ها زمان می‌برد.

دربارهٔ تعامل پاکستان با چهره‌های مخالف افغانستان، اسلام‌آباد میزبان نشست‌هایی با حضور مقام‌های پیشین، فعالان زن و نمایندگان مخالفان بوده است. این نشست‌ها از نخستین گردهمایی‌های از این نوع در پاکستان پس از سال ۲۰۲۱ بوده‌اند.

من این تحولات را نیز از دریچهٔ منافع سیاسی و استراتيژیک می‌بینم.

روابط پاکستان با طالبان به‌گونهٔ چشم‌گیری تیره شده است. بنابراین، منطقی است که اسلام‌آباد دوباره با گروه‌ها و چهره‌های سیاسی‌ای ارتباط برقرار کند که پیش از این نادیده می‌گرفت یا حتی با آن‌ها مخالفت می‌کرد. این کار برای پاکستان اهرم فشار بیشتری در برابر کابل و گزینه‌های دیگری فراهم می‌کند، اگر روابط بیش از این تیره شود.

فعلاً، این اقدام را بیشتر یک حرکت راهبردی می‌دانم تا تغییری اساسی در سیاست پاکستان. پاکستان به نیروهای ضد طالبان نزدیک می‌شود و دربارهٔ ترتیبات سیاسی احتمالی و حکومت‌داری پس از طالبان رایزنی می‌کند. از سال ۲۰۲۱ به این‌سو، می‌توان گفت که هیچ قدرت منطقه‌ای دیگری به اندازهٔ پاکستان و به شیوه‌های گوناگون، مشروعیت طالبان را به‌طور مستقیم به چالش نکشیده است.

ما نباید کودتایی را که در سال ۲۰۲۱ در افغانستان رخ داد، فراموش کنیم. هرگز فراموش نمی‌کنیم که فیض حمید، خلیل‌زاد و عمران خان در آن دخیل بودند. این را نمی‌توانیم فراموش کنیم. بنابراین، این‌که رویکرد پاکستان را می‌پذیریم یا نه، موضوع جداگانه‌ای است.

در عین حال، به باور من، پاکستان بار دیگر می‌کوشد خود را به‌عنوان قدرت مسلطی در افغانستان مطرح کند که از حمایت غرب برخوردار باشد؛ ظاهراً با این هدف که زیربناها و تجهیزات نظامی برجای‌مانده از امریکا و ناتو را از میان ببرد.

اما باور دارم که یک اصل باید کاملاً روشن بماند:

مردم افغانستان و گروه‌های مخالف افغانستان می‌توانند با کشورهای منطقه تعامل کنند؛ اما این تعامل باید بر اساس منافع ملی افغانستان باشد، نه به‌عنوان نیروی نیابتی آن کشورها.

این اصل به‌گونهٔ یکسان دربارهٔ پاکستان، هند، ایران، روسیه، چین و هر کشور دیگری صدق می‌کند.

در سیاست منطقه‌ای، هیچ ائتلافی همیشگی نیست؛ آنچه همیشگی است، منافع است. افغانستان باید با همهٔ همسایه‌هایش رابطه داشته باشد و با آن‌ها همکاری کند، اما نباید اجازه دهد هیچ‌کدام آیندهٔ سیاسی کشور را تعیین کنند. مهم‌تر از همه، افغانستان نباید بار دیگر به میدان رقابت هند و پاکستان تبدیل شود.

و می‌خواهم این موضوع را کاملاً روشن سازم:

روند سبز افغانستان هیچ‌گونه پیوند، وابستگی یا رابطه‌ای با پاکستان ندارد و هیچ‌گاه هم نداشته است.

راگهاو شرما: تشکر. در همین‌جا، می‌خواهم بحث را با پرسشی دربارهٔ آینده به پایان برسانم. طالبان تاکنون هیچ امتیازی به مخالفان سیاسی خود نداده‌اند. وضعیت حقوق بشر و شرایط اقتصادی کشور همچنان نگران‌کننده است. کشورهای منطقه، با وجود تردیدهای‌شان، همچنان با طالبان تعامل می‌کنند و مخالفان مسلح از نظر تصرف و نگه‌داشتن قلمرو، دستاوردهای اندکی در میدان جنگ داشته‌اند؛ هرچند جنگ های چریکی افزایش یافته است.

این تحولات را برای افغانستان و منطقهٔ گسترده‌تر چگونه ارزیابی می‌کنید؟ لطفاً فشرده توضیح بدهید.

احمد آزاد: باور دارم افغانستان به‌سوی دورهٔ دیگری از بی‌ثباتی جدی می‌رود. به باور من، افغانستان با دو مسیر احتمالی روبه‌رو است.

مسیر نخست، ادامهٔ انحصار سیاسی، سرکوب و کنارزدن دیگران است؛ وضعیتی که می‌تواند سرانجام کشور را به‌سوی منازعه‌ای ویرانگر دیگر سوق دهد.

مسیر دوم، گذار سیاسی واقعی است؛ گذاری که از راه قانون اساسی و فراگیر، مشارکت سیاسی و نهادهای پاسخ‌گو، حق تعیین آیندهٔ افغانستان را به مردم بازگرداند.

به باور من، افغانستان به‌سوی جنگ داخلی دیگری می‌رود، اما هنوز می‌توان از آن جلوگیری کرد. کلید جلوگیری از جنگ، پایان‌دادن به انحصار قدرت سیاسی به‌دست طالبان و بازگرداندن حق تعیین سرنوشت سیاسی به مردم افغانستان است.

این مرا به نقش مخالفان می‌رساند. فکر می‌کنم نیروهای ضد طالبان باید از مقاومت به‌تنهایی فراتر بروند.

ما به بدیلی سیاسی روشن، چشم‌اندازی ملی و مشترک و هماهنگی نیرومندتر میان جنبش‌های دموکراتیک و ضد طالبان نیاز داریم.

موضع روند سبز افغانستان روشن است.

ما به مقاومت در برابر اقتدارگرایی و افراط‌گرایی طالبان ادامه می‌دهیم و هم‌زمان برای أفغانستان متکی به قانون اساسی، نماینده‌محور و متکثر تلاش می‌کنیم.

روند سبز افغانستان شبکه‌های تشکیلاتی خود را در داخل کشور حفظ کرده و حضور سیاسی و تشکیلاتی خود را تقویت می‌کند.

اما می‌دانیم که آیندهٔ افغانستان را نمی‌توان تنها با یک سازمان یا جنبش ساخت. همهٔ سازمان‌های ضد طالبان باید در تلاشی مشترک با هم کار کنند تا این رژیم سرکوبگر را در افغانستان شکست دهند. ما تلاش برای رسیدن به این هدف را ادامه خواهیم داد.

راگهاو شرما: احمد صاحب، از این‌که در برنامه حضور یافتید و دیدگاه‌های‌تان را دربارهٔ تحولات سیاسی اخیر افغانستان و چشم‌اندازهای آینده با ما در میان گذاشتید، سپاسگزارم.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

۲۰ اخبار آخر

ترجمۀ فارسی مصاحبۀ سخنگوی روند سبز افغانستان با داکتر راگهاو شرما، رئیس مرکز مطالعات افغانستان در دانشگاه جهانی او. پی. جیندال
قابل توجه حامیان طالبان که زیر عنوان انسان‌های خیراندیش، وحدت‌ساز و دلسوز ابراز نظر می‌نمایند
معارف هبتی
چپاول چیست و فاسد کیست؟
پیام محترم امرالله صالح رییس روند سبز افغانستان به اعضای سازمان. از سال ۲۰۱۹
عملیات هوشمند قطعه سبز
Green Unit downed a Taliban helicopter
تنفر و انزجار جوانان پنجشیر از طالبان
بقای راهبردی چیست؟
روند سبز افغانستان - رسا دفتر و پایگاه برون مرزی ندارد.

جدیدترین مطالب

ترجمۀ فارسی مصاحبۀ سخنگوی روند سبز افغانستان با داکتر راگهاو شرما، رئیس مرکز مطالعات افغانستان در دانشگاه جهانی او. پی. جیندال
قابل توجه حامیان طالبان که زیر عنوان انسان‌های خیراندیش، وحدت‌ساز و دلسوز ابراز نظر می‌نمایند
معارف هبتی
چپاول چیست و فاسد کیست؟
پیام محترم امرالله صالح رییس روند سبز افغانستان به اعضای سازمان. از سال ۲۰۱۹
عملیات هوشمند قطعه سبز
Green Unit downed a Taliban helicopter
تنفر و انزجار جوانان پنجشیر از طالبان
بقای راهبردی چیست؟
روند سبز افغانستان - رسا دفتر و پایگاه برون مرزی ندارد.

اقتصادی

Podcas۲t Thubnail
ترجمۀ فارسی مصاحبۀ سخنگوی روند سبز افغانستان با داکتر راگهاو شرما، رئیس مرکز مطالعات افغانستان در دانشگاه جهانی او. پی. جیندال
قابل توجه حامیان طالبان که زیر عنوان انسان‌های خیراندیش، وحدت‌ساز و دلسوز ابراز نظر می‌نمایند
HVAQUTUbUAAavES
معارف هبتی
HUlNYW9XgAA-ERT
چپاول چیست و فاسد کیست؟
HUQBLPzbUAASkII
پیام محترم امرالله صالح رییس روند سبز افغانستان به اعضای سازمان. از سال ۲۰۱۹
HUGTRDDXgAAPQn-
عملیات هوشمند قطعه سبز
HTZ7cdcbcAAmXIY
Green Unit downed a Taliban helicopter

فرهنگی و هنری

Podcas۲t Thubnail
ترجمۀ فارسی مصاحبۀ سخنگوی روند سبز افغانستان با داکتر راگهاو شرما، رئیس مرکز مطالعات افغانستان در دانشگاه جهانی او. پی. جیندال
قابل توجه حامیان طالبان که زیر عنوان انسان‌های خیراندیش، وحدت‌ساز و دلسوز ابراز نظر می‌نمایند
HVAQUTUbUAAavES
معارف هبتی
HUlNYW9XgAA-ERT
چپاول چیست و فاسد کیست؟
HUQBLPzbUAASkII
پیام محترم امرالله صالح رییس روند سبز افغانستان به اعضای سازمان. از سال ۲۰۱۹
HUGTRDDXgAAPQn-
عملیات هوشمند قطعه سبز
HTZ7cdcbcAAmXIY
Green Unit downed a Taliban helicopter

جدیدترین مطالب

Podcas۲t Thubnail
ترجمۀ فارسی مصاحبۀ سخنگوی روند سبز افغانستان با داکتر راگهاو شرما، رئیس مرکز مطالعات افغانستان در دانشگاه جهانی او. پی. جیندال
قابل توجه حامیان طالبان که زیر عنوان انسان‌های خیراندیش، وحدت‌ساز و دلسوز ابراز نظر می‌نمایند
HVAQUTUbUAAavES
معارف هبتی
HUlNYW9XgAA-ERT
چپاول چیست و فاسد کیست؟
HUQBLPzbUAASkII
پیام محترم امرالله صالح رییس روند سبز افغانستان به اعضای سازمان. از سال ۲۰۱۹
HUGTRDDXgAAPQn-
عملیات هوشمند قطعه سبز
HTZ7cdcbcAAmXIY
Green Unit downed a Taliban helicopter

2